پوسترهای عاشورا فتح خون؛ سید مرتضی آوینی

کلیدواژه

* امید مهدی نژاد

۱hezbollah.jpg

موتورهای جستجو

پریده­اند از خواب

کاربران

در دوایر موج انفجار اطلاعات

پستوهای مجازی را می­گردند

به دنبال سوسویی از حقیقت

فیلترهای یاهو

هنوز

فرکانس فریاد حسن نصرالله را

پیدا نکرده­اند

ویکی پدیا

روزاروز

زوایای تاریک سرنوشت را

روشن می­کند

ستاره­های قلابی

پشت هم می­ترکند

و صدای تولد خورشید

از پشت قله­های یخی

پرده­ی گوش زمین را

می­لرزاند

۲

سایت­های هواشناسی

ابرهای تیره را

به بینندگان عزیز

نشان می­دهند

و ظهور آفتاب را

شایعه می­خوانند

ماهواره­ها

دکترینِ دوامِ شب را

در میزهایِ گردِ مستند

به جهان عرضه می­کنند

مانیتورهای کره ای

رقص رقاصه­های عرب را

قاب می­گیرند

و لیگ امارات

با دسته­گله­ای پاطلایی­های ایرانی

تزیین می­ شود

۳

شرق میانه

دراز کشیده

در تختخواب آمریکایی­اش

و افتخاراتش را

باد می­زند

و نفت

در لوله­های تضمین­شده

به سوی سرنوشت غربی­اش

می خزد

۴

من

به دنبال دستی می­گردم

که از لمس ماشه­ها نلرزد

به دنبال چشمی

که بی­هراس

ردّ نگاه گرگها را بگیرد

در امتداد سکوت جنگل

به دنبال گلویی

که پیش از ذبح

شعر شرف را

فریاد کند

۵

لبنان

زنی­ست

آرمیده به قیلوله

و شیوخ عرب

با شمشیری چوبی در دست

سنگر گرفته­اند

پشت بسترش

و صدا می­دزدند

تا یهودیِ خنجر به دست

بگذرد

۶

فریاد بزن، نصرالله!

اگرچه در گوش های کر

اگرچه رودرروی کوه

ـ کوه چربی و نفت ـ

فریاد بزن

تاریخ را بارور کن

با فحل صدایت

بگذار

اولین شعاع خورشید

در تلألؤ سرنیزه­های یارانت

بر زمین انسان­ها بتابد

باری دیگر

فریاد بزن

تا باری دیگر

ادامه بیابی

در خبرهای داغ الجزیره

در گونه­های خیس کودکان یتیم

در بم و زیر صدای جولیا

تا تکثیر شوی

در حروف روزنامه­ها

در فیبرهای نوری

در اتاق­های گفتگو

تا موتورهای جستجو

نتوانند

انکارت کنند

تا تمام واژه­های کلیدی

به نام تو

منتهی شوند

فریاد بزن، نصرالله!

اگرچه فخر فریاد تو

سرپوش ننگ سکوت ما

نخواهد شد

فریاد بزن

تا بشکه های لبریز فتوای آل­سعود

بفهمند

حسین

نه در گنبد و گلدسته­ای

در خطبه­های تو زنده­است

در خطبه­های تو

که با هیچ بمبی

منفجر نخواهد شد

۷

موتورهای جستجو

فعال شده­اند

و کاربران

به دنبال مردانی از جنس فردا

کوچه­پس­کوچه های مجازی را

زیرورو می­کنند

مردانی

حاصل­ضرب صبر سلمان و خشم ابوذر

با کتاب و تفنگی در دست

و توفانی در حنجره

که رجز می­خوانند

رودرروی خنجرهای یهودی

به باد

فرمان می­دهند

و توفان را

در مرداب منفجر می کنند

به افتخار ضیافت سالانه­ی قورباغه­ها

و لغتنامه­های جهان را

از گند واژه­های عبری

می­زدایند

مردانی سیاستمدار

با ولایتی مطلق

که احکام مدرن را

وتو می­کنند

فرماندهانی سبز

ارتشی از درخت به دنبال­شان

که هزاران سال است

بهار را

در نسوج خویش

پنهان کرده اند

۸

سیصد و سیزده مرد

از سرزمین سیب می­گذرند

مین­های جهود را

خنثی می­کنند

زیر باران موشک

می رقصند

و پرچم­های سرو را

بر قله­های یخ­زده می­کوبند

تا بادها از آن پس

راه مزارع زیتون را گم نکنند

مردانی

که حنجره­هاشان را

برای تلفظ نام الله

تربیت کرده­اند

و کودکان­شان

حروف الفبا را

از روی نام شهیدان می­آموزند

۹

موتورهای جستجو فعال شده­اند

و صفحات جهان را

به دنبال واژه­های کلیدی

جستجو می­کنند

پنجره­های متوالی

با سرعت نور

افق­های بدیع را

در خانه ها مستقر می کنند…

۱۰

فردا

کلیدواژه­ی اصلی

آخرین پنجره را

فتح خواهد کرد.

ــــــــــــــــــــ
منبع: ناسور

به اشتراک گذاشتن در شبکه های اجتماعی:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • Furl
  • MySpace
  • Ping.fm
  • Print this article!
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis

دیدگاهی بنویسید