پوسترهای عاشورا فتح خون؛ سید مرتضی آوینی

نگاه امام خمینی به طبقه روحانیت

محمد جمیری

امام خمینی در موارد بسیاری، در دفاع از روحانیت داد سخن داده است و ضمن بر شمردن محاسن این طبقه، کسانی که به انتقاد و توهین از روحانیت می‌پردازند را مورد حمله آشکار قرار داده است.

در یکی از مهمترین مواردی که ایشان همواره حمایت خود را از روحانیت ا براز نموده است، بحث استعمارستیزی است. ایشان بر این اعتقاد هستند که در شرایطی که اروپا به مدد علم و تکنولوژی بر جهان سیطره یافته بود و سردمداران استعمارگر اروپایی روز به روز بر متصرفات خود در سراسر جهان می‌افزودند، شاهان ایران که یکی پس از دیگری می‌آمدند و می‌رفتند، از خود هیچ گونه اختیاری نداشتند و سفارتخانه‌های روس و انگلیس بود که در تهران حرف اول و آخر را می‌زدند. در همین برهه‌های آکنده از تلخی و مرارت بود که بخش‌هایی از ایران به بیگانگان واگذار شد. در چنین شرایطی «فتوای روحانی بزرگ و مجاهد آیت‌الله میرزای شیرازی در فتوای تنباکو و فریادهای اصلاح طلبانة سید جمال‌الدین اسدآبادی و علمای دیگر در ایران و نجف علیه استعمار انگلیس، اقتدار روحانیت اسلام را آشکار ساخته بود. دولت بریتانیا کانون خطر را شناخته بود. از این رو، موجی از رواحانیت‌ستیزی و سیاست‌زدایی از دین با انواع شیوه‌ها و حیله‌ها به راه افتاد و در این میان، فراماسون‌ها و روشنفکران نوظهور، تحت لوای روشنفکری آتش‌بیار معرکه شدند. مظفرالدین شاه قاجار نیز که پایگاهی در مردم برای خود نمی‌دید، دست به دامن روس و انگلیس شد. سایر بلاد اسلامی نیز وضعی بهتر از ایران نداشتند.» [۱]

همچنین حضرت امام در دفاع از روحانیت قیام برای منافع شخصی و قیام برای نفس اماره را موجب مسلط شدن چند نفر کودک خیابانگرد بر اعراض و نفوس مسلمانان می‌دانند و در ادامه می‌فرمایند: «این قیام است که مجال به بعضی از این وکلای قاچاق داده است تا در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه می‌خواهند بگویند و کسی نفس نکشد.»[۲]

امام خمینی مخالفت روحانیت شیعه با بهاییت و اسرائیل را یکی از اصول غیر قابل تغییر برای روحانیون می‌دانند و در جایی که به ایشان اتهام ارتباط با دولتهای اسلامی دیگری زده می‌شود، می‌فرمایند که خود و روحانیون با هیچ دولتی ارتباط ندارند، اما «موقعی که اختلافاتی بین این دولتها و اسرائیل پیش آید، چاره‌ای جز جانبداری از این حکومتهای اسلامی را ندارم.»[۳]

امام خمینی روحانیت را عاملی در جهت بیداری مردم، خصوصا طبقه جوان می‌دانند و معتقد هستند در شرایطی که کمونیست‌ها و روشنفکران همة توان خود را برای اسلام‌زدایی و ترویج فساد به کار برده‌اند، در حقیقت روحانیت را از بین می‌برند: «اکنون که پیشرفت آثار غرب و همچنین نفوذ تبلیغات کمونیستی بسیاری از مردم ایران و جوانان ما را به فساد کشانده است، برای جلوگیری از این خطر بزرگ، چاره‌ای جز تقویت امور معنوی در مردم نیست و کسانی که به نام تجدد، روحانیت را ضعیف می‌کنند به توسعة فساد دامن می‌زنند.»[۴]

در برهه‌ای از زمان حکومت پهلوی، برای بی‌حرمتی کردن به روحانیت، برخی دست به اقداماتی خلاف واقع می‌زد. رژیم عکس چند نفر روحانی را، که مثلا مرتکب جرائمی شده بودند، در روزنامه‌ها چاپ می‌کرد تا ضمن ارائة تصویری منفی از روحانیت، مردم را نیز نسبت به این طبقه بد‌بین کند. امام خمینی با درایت نسبت به این توطئه آگاه شدند و ضمن مطلبی فرمودند: «اینها برای از بین بردن روحانیت، چند نفر از همکاران خود را به لباس روحانی درآورده، سازمان امنیت جراید را مجبور می‌کند تا عکس آنها را کشیده و به عنوان قاچاقچی و بد عمل معرفی کنند، و با این وسایل می‌خواهند روحانیت را رسوا نمایند، ولی عموم مردم و حتی خود اینها خوب می‌دانند که روحانیت مختصر نان خود را می‌خورد و از اسلام، استقلال و نوامیس اسلام و مسلمین دفاع می‌کند.» ایشان در ادامه می‌فرمایند: «رسوا و مفتضح نزد خلق و خدا آنهایی هستند که بعد از چند روز ریاست و وزارت، کاخ چند طبقه درست نموده و ملتی را بدبخت می‌نمایند.»[۵]

ایشان روحانیت را در خط مقدم، دفاع از دین و قرآن می‌دانند و حتی اعلام می‌کنند که حاضرند در این راه  کشته شوند. در این زمینه، در سخنرانی معروف خود که دربارة تصویب لایحة انجمن‌های ایالتی و ولایتی در آذر ماه سال ۱۳۴۱، ایراد فرمودند، به این مطلب اشاره و سپس بیان کردند: «در مقام حفظ قرآن و کشور خود هستیم … . عده‌ای به من اظهار کردند که ما حاضریم اقدام نموده کشته شویم. من گفتم اگر دیدیم قرآنمان در خطر است، خودمان جلو می‌رویم، نمی‌گذاریم مردم جلو بروند، بگذارید تا کشته شویم، بعد قرآنمان از بین برود. نمی‌نشینیم که به دست دستگاه پوسیدة چند نفری، حیثیت اسلام و روحانیت از بین برود.»[۶]

امام خمینی در جای دیگری، ضمن بیان تفاوت دوستی مردم با روحانیت و خصمومت ایشان با دولت پهلوی، روحانیت را در حال خدمت به استقلال مملکت می‌دانند و در این زمینه می‌فرمایند: «چرا با تمام قوا این قوة بزرگ را که پشتیبان استقلال است می‌خواهند بشکنند؟ خدا می‌داند که من متاسفم، این روحانیت است که با این وضع ساخته است و دارد خدمت به استقلال مملکت می‌کند … . چرا خود را مستند نمی‌کنند به روحانیت، چرا از مرگ یک عالم، عالم متشنج می‌شود، ولی از شکست دولت مردم چراغان می‌کنند. دولت باید طوری باشد که اگر شکست خورد، مردم عزا بگیرند و  برای حفظش قیام کنند.»[۷]

امام خمینی در مقطعی دیگر، به بیان مقاصد روحانیت می‌پردازند و ضمن برشمردن تفاوت نگاه روحانیان و دستگاه حاکمه به برخی مسائل در مواردی، همچون اعطای آزادی به زنان، نوع نگاه اقتصادی و استقلال کشور، در مواردی مثل عمران و آبادی به روشنگری می‌پردازند. «علماء با چه امر اقتصادی مخالف هستند؟ شما سد خواستید بسازید، جلوتان را گرفتند؟ کارخانه خواستید بسازید، نگذاشتند؟ ما می‌گوییم ذوب آهن را خراب نکنید؟ علماء با استقلال مخالف نیستند. مذهب علماء استقلال است … . شما ببینید بیست و چند سال از کشف حجاب مفتضح گذشته است. حساب کنید چه کرده‌اید؟ زن‌ها را وارد کرده‌اید در ادارات. ببینید در هر اداره‌ای که وارد شده‌اند، آن اداره فلج شده است … . علماء می‌گویند توسعه ندهید، به استان‌ها نفرستید … کسانی که شما از آنها تقلید می‌کنید، به آسمان رفته‌اند، شما با زن‌ها ور می‌روید … . صد سال است به یک معنا دانشگاه داریم، اما یک لوزتین سلطان را می‌خواهیم عمل بکنیم باید از خارج طبیب بیاوریم. یک خط و جاده را باید خارجی‌ها بیایند بکشند … . بد معرفی نکنید روحانیت خود را به دنیا.»[۸]

——————————————————————————–

[۱] حدیث بیداری ۱۴

[۲] همان ، پاورقی

[۳] صحیه نور ،جلد اول،۷۴

[۴] همان

[۵] همان ۱۰۵

[۶] همان ۱۰۶

[۷] همان۱۱۷

[۸] همان ۱۱۷و۱۱۸

منبع: عدالتخواهی

به اشتراک گذاشتن در شبکه های اجتماعی:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • Furl
  • MySpace
  • Ping.fm
  • Print this article!
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis

دیدگاهی بنویسید