پوسترهای عاشورا فتح خون؛ سید مرتضی آوینی
سخنان سيد عباس نبوي در همايش گذار از دولت مدرن به دولت اسلامي

باید به مردم الگو بدهیم

نظریه افراطی و تفریطی در باب علم اسلامی

دو نظریه افراطی و تفریطی در زمینه علم اسلامی داشته ایم. نظریه ی تفریطی که سخن از مدرنیته ی اسلامی می گفت و نظریه افراطی حتی گفتند در مواد ولایت داریم. این نظریه نه فرصت پیدا کرده نه امادگی داشته که بخواهد نظریه ی خود را عملیاتی کند. حتی من در اوخر دهه ی ۷۰ دیدم از هواپیما و کامپیوتر اسلامی سخن می گفتند. در قم یک صبح داشتم در خیابان می رفتم، اطلاعیه زده بودند سخنرانی راجع به مبانی الهی کامیوتر اسلامی. اتفاقا در راه سخنران را دیدم. ایستادیم با هم اعلامیه ی سخنرانی ایشان را خواندیم. گفتم همه چیزش درست است جز کامپیوتر. باید یک چیز دیگری را بگویید  که با این تکنولوژی ساخته نشده باشد. الا کمی هم به توهم می انجامد. یا با آلیاژی چیزی ساخته اند اسمش را گذاشته اند هواپیما، این نمی شود. بگذارند بقاب پرنده ی اسلامی مثلا.

مفاهیم پایه

به نظر می رسد این افراط و تفریط دارد کار ما را مشکل می کند. ما یک وجوه پایه در تفکر بشری داریم. یونانیان تفکر آدم سازی عجیب و غریب داشتند. این قدر این بحث ها مرور شده که کاملا می شود، عصاره ای از آن ها تربیت شوند. می خواستند قلعه درست کنند که دموکرات تربیت کننند. بعد در ایتالیا دولت شهرهایی ساختند. ولی حوزه مشترک دارد.
فیزیک کانونی و اپتیک، یک سری شاخه ها را تغییر داده اند. ولی مفاهیم پایه ی شانیکی بوده است. ما در حوزه ی جامعه هم با همین مسائل مواجهیم. اسنان برای فهمیدن چه کاره بودن در دنیا، یک سری مفاهیم پایه مثل حسن و قبح عقلی دارد. از قضا دین اسلام حرف هایش را در مفاهیم پایه خیلی شفاف و واضح است. اقتصاد اسلامی سر سازگاری با نظام ربوی ندارد. ما در مدرنیته ی اسلامی هم ربوی می گوییم، هم می گوییم اسلامی است. در انتها تورم ۲۵ درصد دارد. بعد می بینیم سکولارها تورم ۳ درصد دارند. نتیجه را نمی توانیم پیدا کنیم.
برویم مجلس فایده ندارد. عصاره ی مردم برای سه یا چهار سال است. دولت ها هم زاییده ی این فرایندها هستند. دولتی همه ی بودجه ها را در مسائل زیرساختی می ریزد. مثلا جاده ی کم تردد. و بعد ممکن است افتخار کند‏ که شناسنامه ی مملکت جاده ی ترانزیت است. و بعد مردم می بینند مسائل پایه مانده است و اعراض می کنند. با این ها نمی توانیم مفاهیم پایه بسازیم و به سمت دولت اسلامی برویم.

خلاء نظریه پردازی

از برنامه های اسلامی به سمت پایه دچار خلاء نظریه پردازی هستیم. در مسائل آزادی اجتماعی هم چنین است. مثلا تشویش اذهان عمومی.در اقتصاد یا سرمایه سازی یا توزیع ثروت می رسند به طرح های فوری دو، سه یا چهار ماهه. فعلا وقتی وجود داشت، برنامه ریز نمی داند کدام سمت را پیش برود.
چرا حوزه و دانشگاه ما این قدر فشل هستند؟ ما اگر بخواهیم همین مفهوم قسط اسلامی را که قرآن می گوید لیقوم الناس بالقسط باز کنیم‏، قسط عبارت است از عدالت کمیت پذیر و موازنه پذیر. همین را وقتی می خواهیم به صورت روشن و کاربردی و عملیاتی تامین کنیم، باید حلقه ی واسط نظریه پردازی اش را تولید کنیم. آیا حکومت مسئول رساندن فرصت ها به شخص است؟ ایجاد زمینه برای مشارکت افراد از سرمایه های پایه مثل اراضی و… هر کدام که اتفاق بیفتد در نظریه ی توصیف کننده ی اجزا قرار می گیرد. یک جا را می رویم بالنده کنیم، جای دیگر از بین می رود. می اییم بخش خصوصی را کارآمد کنیم، بخش عمده ای از جامعه ناکارآمد می شود.
ما ان حد مشترک را که میان همه ی اندیشه ها قابل پذیرش است، تلقی کنیم و سراغ مسائلی بیاییم که دین گفته است، اکثرش هم اجتهاد نمی خواهد. مثلا احل الله البیع و حرم الربا. کار زیادی هم نمی برد. میراث شیعی ما پر است. مسئله ی اصلی این است که چگونه حرکت کنیم، که این مسئله ها به صورت هم گون حل شود؟ آموزش و پرورش دچار مسئله است، ارز را خرج کنیم کشاورزی از بین می رود، واردات را محدود کنیم، تولید خارجی در جا می زند.

ضرورت کار کارشناسی

چرا ما عادت کرده ایم کیلویی و فله ای جلو برویم؟ باید روی جزئیات هر برنامه مجادلات بسیار سنگین عملی، کارشناسی انجام شود. کدام دولت مثل ۳۰ سال گذشته ی ما زیگزاگ کرده است؟ در مناسبات ما با دنیا غیر از مباحث مربوط به شجاعت و ظلم ستیزی، از این که وارد شویم و به هم بریزیم از ما می ترسند. یا کلا ثبات ها را بر می چینیم. ما باید به جایی برسیم مفاهیم روشن شود. آن طوری که رهبری توضیح دادند، حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف، تا پایان سال دریغ از یک وزارت خانه که در یک موضوع مدل مصرف بدهد. وزیر نیرو بگوید اصلاح چنین است. و گرنه اگر این کار نشود، به تناقض می اید.
ماهی ۳۰ kw که چراغ های معمولی را هم نمی تواند، یخچال های ما جوابگو نیست. این گونه که نمی شود مصرف را کم کنیم. بعد تبدیل می شود به رهیافت های متناقض که نمی توانیم آن ها را حل کنیم.
ذکر خیری بکنم ۷-۸ سال پیش مباحثی بود، آقای ناطق نوری از همه ی کسانی که حرف داشتند از همه ی فریق ها دنبال می کرد. بعد از این که این مسئله را طرح کردم. گفت: ما در مجلس هر وقت این بحث ها طرح می شد می گفتیم عده ای می خواهند کاررا بخوابانند. گفتم پنجاه سال بگذاریم چنان شود. بعد پنجاه سال بگوییم دست به کارهای دراز مدت نزنید، کارهای فوتی هوا نشود.
هر کس الگویی را می دهد، جوانبش را مطرح کند ببینیم به کجا می رسیم.تا وقتی که نرسیده ام، رییس جمهوری باشد برود وسط مردم مشکلات را حل کند.

منبع: عدالتخواهی

به اشتراک گذاشتن در شبکه های اجتماعی:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • Furl
  • MySpace
  • Ping.fm
  • Print this article!
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis

دیدگاهی بنویسید