خیبری قهرمان میشه… خدا میدونه که حقشه…

یکشنبه, ۲۳م تیر, ۱۳۸۷


 * محمود صارمی

football_07_m.jpgبازی شروع می شود…

زمین،سبزسبز است

پدرم شماره ۲۰ را پوشیده است…

تقی واکسی

با دست های کوچکش می شود گلر تیم!

از بس که قلب شیر دارد

عباس هوای جناح راست را دارد..

میثم هم هوای جناح چپ را

اکبر در میانه بازی می کند!

حیدر هافبک هجومی است

سلمان ،آزاد…آزاد است

 به خاطر این که ۸سال اسیر بوده!

رضا بی سیم چی هم می شود بوقچی!

بقیه بچه ها هم

با این که گمنامند …!

ولی حداقل می شود بازی شان داد!

نیکبخت شوت می کند

جمعیت نیم خیز می شود

و حیدر له…!

نه از شدت ضربه توپش

از تعداد صفرهای قراردادش!

پدرم شماره ۲۰را پوشیده است!

رضا عنایتی عباس را دریبل می کند

عباس تکل می رود!

پای مصنوعی اش در می آید!

جمعیت می خندد…

عباس فریاد می زند

میثم جناح چپ را داشته باش

فرزاد آشوبی حمله می کند

در جناح راست آشوبی به پا میشود!

میثم می دود

مهاجم حریف تیزتر است

و کپسول اکسیژن میثم سنگین تر!

شوت سرکش!ازکریم باقری!

دهان تقی واکسی سرویس می شود!

ایضا توپ کریم هم گل…

همه عکاس ها پشت ما هستند!

نه اینکه هوای ما را داشته باشند

بلکه دارند از شکست ما عکس می گیرند

و خبر می سازند…

۱-۰به نفع تعاونی اعتباری شهروند!

جمعیت خوشحال می شود…

پدرم شماره ۲۰را پوشیده است…

رضا بی سیم چی داد می زند:

کی خسته است!؟

جمعیت جواب می دهد:

توپ…تانک…بسی…

دیگر اثر ندارد!

حیدر بازی را شروع می کند

اکبر توپ را سانتر می کند

سلمان با سینه اش استپ می کند

میثم می گوید پاس بده به چپ!

سلمان پاس می دهد به راست!

سلمان با سر می خورد زمین!

ترکش ها کار خودش را می کند…

پدرم شماره ۲۰را پوشیده است!

بازی ادامه دارد…

“۳۰۰ ” میلیونی ها شوت می کنند…!

تیم ما هم له می شود!

بازی تمام می شود…

و تیم ما برنده!

حتی اگر مسعود مرادی طبق قانون

بازی را ۸بر۰ اعلام کند!

و آقا قلدره! هم اعتراض …

داوری که آن بالاست …

عدالت را اجرا می کند…

زمین ،سرخسرخ است!

پدرم شماره ۲۰را پوشیده است!

_________
منبع: وبلاگ محمود صارمی

برچسب‌ها: ,

دسته: هنر و ادبیات انقلاب

نظر دهید

لازم است

ضروری، نمایش داده نمی‌شود