راه اساسی مقابله با مشکلات اقتصادی موجود؛ انضباط مالی، صرفه‌جویی، و پرهیز از اسراف

چهارشنبه, ۱۱م اردیبهشت, ۱۳۸۷


بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

الحمدللَّه ربّ العالمین والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة اللَّه فى‏الأرضین.

farsikhameneiir_smpl.jpgپروردگار متعال را خیلى شکرگزارم که توفیق زیارت شما مردم عزیز شیراز را - اگرچه بصورت دیرهنگام - به اینجانب عنایت کرد. این دیدار بعد از مدتهایى که دوستان شیرازى و برادران استان فارس، بارها گلایه مى‏کردند از این‏که سفر به این استان طول کشیده است، انجام مى‏گیرد.

باید عرض کنم که اشتیاق من به دیدار شما مردم عزیز و شهر زیبا و استان پر برکت و پر افتخارتان کمتر از شما برادران و عزیزان نبوده است. این‏جا شهر فرزانگان و شهر علم و ذوق و فرزانگى و شهر چهره‏هاى تاریخى و بین‏المللى است. شیراز و استان فارس در میان شهرها و استانهاى کشور از رتبه‏ى بالایى برخوردارند.

بنده معمولاً در سفر به شهرها و در ملاقات با مردم عزیز شهرهاى گوناگون، این رسم را دارم که برخى از برجستگیها و خصوصیات آن شهرها را - چه از لحاظ تاریخى و چه از جهات گوناگون دیگر - مطرح کنم؛ و غرض از بیان این مطالب با مردم آن شهرها، این بوده است که بخصوص جوانها - در هر نقطه‏اى از این کشور بزرگ و کهن و پر افتخار که زندگى مى‏کنند - شناسنامه‏ى روشنى از شهر خود و گذشته‏ى خود و تاریخ خود دردست داشته باشند. لکن این معنا در مورد شهر شیراز و استان فارس، در واقع بى‏مورد به نظر مى‏رسد؛ چون مفاخر شیراز و استان شما به قدرى زیاد است و به قدرى شهر شما در همه‏جاى جهان شهره است که نیازى نیست کسى براى معرفى شیراز و گذشته‏ى آن، مطلبى بیان کند. لکن یک استنتاجى مورد نظر من قرار دارد که به خاطر آن استنتاج، به مطالبى اشاره مى‏کنم.

شیراز در طول قرنهاى گذشته، استعداد انسانى خود را تقریباً در همه‏ى زمینه‏هاى علمى به اثبات رسانده است؛ همچنین در زمینه‏هاى اجتماعى و دینى و آن چیزى که به سرنوشت ملتها مربوط مى‏شودهم - یعنى تصمیم و عزم ملى - استان فارس و شهر شیراز یک تاریخ برازنده و برجسته‏اى دارند. هرچه انسان به تاریخ شما بیشتر دقت مى‏کند، اوج فرزانگى این مرز و بوم و مردم این منطقه را بیشتر درمى‏یابد.

از جنبه‏ى دینى - که من باز هم روى این مسئله تأکید خواهم کرد - مرقد جناب احمدبن‏موسى و برادران بزرگوارش و دیگر امامزاده‏هاى خاندان پیغمبر، یک نشانه‏ى بسیار مهمى است. این که پیغمبرزادگان محترم و معتبر، مردم فارس را مخاطب خود و منطقه و منزل آنها را مأمن خود قرار بدهند، بسیار چیز پرمعنا و مضمون‏دارى است؛ بخصوص شخصیت برجسته‏ى جناب احمدبن‏موسى که در میان امامزادگان شناخته‏شده‏ى خاندان پیغمبر، جزو برجستگان محسوب مى‏شود. درباره‏ى او این‏جور نوشته‏اند که: «و کان احمدبن‏موسى کریما جلیلا ورعا و کان ابوالحسن… (علیه‏السّلام) یحبّه و یقدّمه»؛ مردى بخشنده و کریم و باورع و داراى جلالت مقام و منزلت بود و پدرش - حضرت موسى‏بن‏جعفر - این بزرگوار را بر فرزندان و خویشاوندان دیگر خود مقدم مى‏داشت و به او محبت ویژه‏اى داشت. شیراز هدف توجه این امامزاده‏ى عزیز و دیگر امامزادگان قرار گرفت؛ آمدند و از سوى این مردم هم پشتیبانى شدند! تا امروز هم برکات این بزرگوار بر سرتاسر استان و بر بخش مهمى از این کشور، جارى و سارى است.

در باب ادبیات و هنر، سعدى و حافظ دو گوهر درخشان بر پیشانى زبان فارسى و ادبیات فارسى هستند؛ این چیزى نیست که کسى بخواهد آن را معرفى کند. در دانشهاى مختلف هم شخصیتهاى عظیمى از این استان برخاسته‏اند که هر کدامى در دوره‏ى خود و عصر خود یگانه بوده‏اند: چه در فلسفه، چه در فقه، چه در ادبیات و نحو، چه در هنر، چه در تفسیر و لغت، چه در رشته‏هایى مانند ستاره‏شناسى و فیزیک و پزشکى؛ نام بردن شخصیتهایى که در این علوم متنوع، هر کدامى به قله رسیدند و جزو سرآمدان زمان خود بودند و معرفى یکایک این بزرگان، در یک محفل دیگر و نوع دیگرى از دیدار اقتضاء دارد. این‏جا همین اندازه اشاره کافیست. درباره‏ى مسائل اجتماعى و گرایش شما مردم عزیز به غیرت دینى و جرأتِ اقدام، باز تاریخ در درون خود صفحات بسیار مهم و باارزشى را نگاشته دارد.

علماى مبارزى که از این استان به تاریخ دانش دین در کشور معرفى شدند، در کمتر نقطه‏اى از نقاط ایران نظیر دارند. میرزاى شیرازى را که همه مى‏شناسند. مرحوم سیدعلى‏اکبر فال‏اسیرى - عالم بزرگ - که در همین شهر شیراز قیام کرد و با نفوذ انگلیسها و نفوذ خارجیها مخالفت کرد، بعد هم آمدند و او را گرفتند و تبعید کردند؛ لکن اثر کار او ماند. نوشته‏اند که سیدعلى‏اکبر فال‏اسیرى در نزدیک حافظیه - شاید در همین نقاطى که الان شما حضور دارید - مشغول زیارت عاشورا بود که ریختند و او را گرفتند و تبعید کردند. میرزاى دوم - میرزا محمدتقى شیرازى - که در سالهاى بعد از جنگ جهانى اول، رهبر مبارزه‏ى ملت عراق در مقابل تهاجم انگلیسها و اشغال انگلیسها بود. مرحوم سید عبدالحسین لارى چهره‏ى برجسته و ممتازى بود که در حدود صد سال قبل، در همین استان و به کمک عشایر غیور و دلیر استان فارس، مبارزات خودش را شروع کرد؛ با سلطه‏ى انگلیسها مبارزه کرد؛ براى استقرار نظام قانونى و مشروطیت مبارزه کرد؛ براى تشکیل حکومت اسلامى مبارزه کرد. روحانیت استان از این نمونه‏ها بسیار دارد که همه هم به کمک مردم مؤمن و غیور استان فارس - چه عشایر و چه مردم شهرها و چه بخصوص شهر شیراز - مستظهر بوده‏اند. مرحوم سیدنورالدین حسینى، در همین شهر شیراز عضو سفارت بیگانه را - که به مقدسات مردم اهانت کرده بود - خواباند و با دست خودش به او شلاق زد و حدّ الهى را جارى کرد و با دستگاه جبار، با شجاعت تمام به مبارزه‏ى سیاسى و اجتماعى برخاست. بعد هم در دوران شروع مبارزات روحانیت، مرحوم آیت‏اللَّه شهید دستغیب و مرحوم آیت‏اللَّه محلاتى و دیگر علما، مسجد جامع عتیق شیراز را مرکز مبارزات خودشان قرار دادند و آوازه‏ى مبارزات علماى شیراز و سخنرانیهاى مرحوم آیت‏اللَّه دستغیب - به عنوان سخنگوى آن روحانیت - در همان روزها در اکناف ایران منتشر شد. بنده خودم در آن وقت در قم بودم، نوار سخنرانى مرحوم شهید دستغیب دست به دست میان طلاب مى‏گشت! ما هم‏آن وقت شنیدیم. این موضع روحانیت مبارز شیراز بود که با پشتیبانى مردم هم همراه بود.

بعد از انقلاب و در دوران کنونى هم - چه در دوران جنگ تحمیلى و دفاع مقدس و چه بعد از آن تا امروز - شما مردم، شما جوانان، شما فرزانگان و شما زن و مرد مؤمن، توانسته‏اید جایگاه ممتازى را در اختیار بگیرید و هویت مردم استان فارس و مردم شیراز را با عمل خود - نه فقط با ادعا - نشان بدهید.

امروز در این استان، دانش و فناورى و عمق تحقیق و نوآورىِ علمى، در رشته‏هاى متعددى زبانزد است و دانشمندانى از شهر شما و استان شما، جزو چهره‏هاى بین‏المللىِ دانش محسوب مى‏شوند. این استان در پزشکى، در صنایع الکترونیک، در پتروشیمى، در رشته‏هاى علوم و در رشته‏هاى مهندسى، پیشقدم است. دانشگاه شیراز در راه‏اندازى رشته‏ها و تخصصهاى متعددى پیشقدم است. حضور شما مردم و جوانانتان در میدانهاى گوناگون، حضور چشمگیرى بوده است. یگانهاى نظامى شما - چه یگانهاى سپاه و چه یگانهاى ارتش که در این شهر مستقرند - در دوران دفاع مقدس نقشهاى برجسته‏اى را ایفا کردند.

پس در گذشته‏ى تاریخ، در جنبه‏ى دین و عمق ایمان مذهبى، در جنبه‏ى تلاش علمى، در جنبه‏ى مبارزات، در جنبه‏ى دفاع از دستاورد عظیم انقلابِ ملت ایران و در جنبه‏هاى گوناگون دیگر، این استان و این شهر یک استعدادى را از خود بُروز داده است که درخور تحسین و ستایش است. این، هم باید مورد توجه مسئولین کشور قرار بگیرد که بدانند این‏جا منبع عظیم و جوشان استعدادهاى انسانى است، و هم از ناحیه‏ى خود مردم - و بخصوص جوانان و مربیان جوانان - مورد توجه قرار بگیرد که بدانند هر کدام از آنها مثل یک چشمه‏ى جوشانى، مى‏توانند این سرزمین و سراسر کشور را با وجود خود و با فیضان خود سیراب کنند. این شرح براى خاطر این است.

من به شما عرض بکنم، عمق ایمان مردم استان فارس - و بخصوص شهر شیراز - یک ادعا نیست؛ این سخن با مطالعه و دقت به همه‏ى جوانب گفته مى‏شود. در این شهر، با آن سوابق مذهبى، با بُروز آن علما و روحانیونى که اشاره کردم و حرکاتى که در طول سالهاى گذشته انجام داده بودند، از دو سو براى غلبه‏کردن بر ایمان دینى سرمایه‏گذارى شد:

یک جریان از سوى دربار طاغوت بود که از سالهاى اول دهه‏ى سى شروع شد و تا نزدیک پیروزى انقلاب به مدت بیست و چند سال ادامه داشت؛ با همه‏ى تلاششان در این زمینه فعالیت کردند و سعى کردند شیراز را با یک هویت صددرصد غربى‏شده به دنیا معرفى کنند. بنده خودم در سالهاى آخر دهه‏ى سى - شاید حدود سالهاى ۳۹ یا ۴۰ - در همین شهر و توى همین خیابان زند و مراکز گوناگون دیگر، شاهد نمونه‏ها و مظاهر فسادى که آن روز به عمد ترویج مى‏شد، بودم. عمداً کوشش مى‏شد جوانها به سمت منکرات اخلاقى و به سمت بى‏مبالاتى نسبت به دین، سوق داده بشوند. این همینطور ادامه پیدا کرد تا دهه‏ى پنجاه و جشن هنر شیراز و قضایائى که شاید همه مى‏دانید؛ شاید هم بعضى جوانها نشنیده باشند و ندانند. این یک جریان بود.

یک جریان دیگر که باز علیه دین و دین باورى و دیندارى، بیشتر از بسیارى از شهرها در این شهر ترویج مى‏شد، جریان الحاد مکتبى از سوى حزب توده‏اى بود که در اینجا لانه‏ى عمیقى داشتند و فعالیت عمیقى مى‏کردند. وقتى مى‏دیدند زمینه‏ى نفوذ روحانیت و دین در این شهر زیاد است، بخصوص در آن سالهائى که مرحوم سید نورالدین - روحانى شجاع، سازمان‏ده، فعال و زمان‏شناس - وارد میدان بود، شاید حزب توده را براى پنجه انداختن با این روحانى، تشویق هم کردند.

هم آن جریان هدایت شده‏ى از سوى دربار و هم آن جریان ترویج شده‏ى از سوى مارکسیستهاى آن روز - جریان حزب توده - مثل دو تیغه‏ى یک قیچى، به جان ایمان این مردم و این جوانها افتاده بودند. اما این مردم و این جوانها، همان کسانى بودند که در سال ۴۱ و ۴۲ - در قضایاى شروع نهضت اسلامى و نهضت روحانیت - یکى از برجسته‏ترین کارها را توى این شهر انجام دادند؛ یعنى در سطح کشور، شهرهاى قم و تهران و شیراز و تبریز و مشهد در درجه‏ى اول بودند و شیراز جزو شهرهاى درجه‏ى اول بود. لذا عده‏اى از برجستگان علماى شیراز در همان قضایا دستگیر شدند و به تهران برده شدند.

آن همه براى دور کردن مردم از دین تلاش کردند، اما پاسخ مردم این بود: سرمایه‏گذارى آنها را با عمل خودشان و با ایستادگى خودشان باطل کردند. بعد هم در سالهاى آخر دوران طاغوت - یعنى در سالهاى ۵۶ و ۵۷ - باز مردم شیراز و مردم استان فارس، براى بسیارى از شهرهاى این کشور به عنوان یک الگو شناخته مى‏شدند.

خب، این مطالب را که عرض کردیم، صِرف یک مقدمه به حساب نیاورید؛ هیچکدام از اینها تعارف هم نیست، براى خوشامدگوئى نیست، براى نتیجه‏گیرى است. من حالا یک مطلبى را که درباره‏ى مسائل کلىِ انقلاب است و با این مطالبى که تا حالا عرض کردم ارتباط پیدا مى‏کند، با شما درمیان مى‏گذارم.

در تاریخ کشور ما، هرچه که نگاه مى‏کنیم و هرچه عقب مى‏رویم، هیچ نمونه‏ى دیگرى براى انقلاب اسلامى پیدا نمى‏کنیم. من این را یک قدرى روشن کنم: در طول تاریخ، همیشه در کشور ما جابجائى قدرت بوسیله‏ى قدرت‏طلبان نظامى و با لشکرکشى و رویاروئى قدرتها با یکدیگر، یا با چیزى که امروز به آن کودتا مى‏گویند همراه بوده است؛ سلسله‏هاى متعددى در این کشور آمده‏اند و رفته‏اند؛ اما در هیچ‏کدام از این نقل و انتقالها مردم هیچ دخالتى نداشته‏اند. فرض بفرمائید در همین شیراز شما و در استان فارس، سلسله‏ى زندیه بر سر کار بود؛ بعد قاجارى‏ها آمدند و قدرت را از دست خاندان زند گرفتند! جنگ بین دو قدرت‏طلب، دو سپاه و دو نیروى نظامى بود؛ مردم نقشى نداشتند. در همه‏ى طول تاریخ کشور ما - چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام تا امروز - هر چه نگاه مى‏کنیم، جابجائى قدرتها همه از همین قبیل بوده است؛ فقط یک استثناء در دوران قدیم دارد - که آن را عرض خواهم کرد - و در غیر آن مورد، همیشه جابجائى قدرت با لشکرکشى و با حمله‏ى نظامى و بدون دخالت مردم بوده است؛ مردم انگیزه‏اى نداشته‏اند؛ چه آن‏جائى که یک سلسله، قدرت را به یک سلسله‏ى دیگرى مى‏داده و چه آن‏جائى که در درون یک سلسله کشمکش قدرت بوده است؛ که باز اگر مثالش را از شیراز شما بخواهم بزنم، در دوران قاجاریه و بعد از مرگ فتحعلى‏شاه قاجار، در همین شیراز یکى از پسرهاى بزرگ فتحعلى‏شاه به نام حسین‏على‏میرزا حاکم بود و حکومت را براى خودش مى‏خواست؛ اما در تهران محمدشاه - که نوه‏ى فتحعلى شاه بود - به پادشاهى رسیده بود؛ جنگ شد. در همین بیرون دروازه‏هاى شهر شیراز، بین دو نیرو جنگ اتفاق افتاد! البته مردم در این جنگها لگدمال مى‏شدند؛ به آنها خسارت وارد مى‏شد و مزرعه‏شان، مالشان، ملکشان و جانشان تهدید مى‏شد، اما هیچ دخالتى در این درگیریها نمى‏کردند. در طول تاریخ این‏جورى بوده است.

البته عرض کردم، فقط یک مورد استثناء وجود دارد - که آن هم از لحاظ تاریخى مورد تردید است و با افسانه‏ها مخلوط است - و آن داستان کاوه‏ى آهنگر است؛ که مى‏گویند این آهنگر به کمک مردم حرکت کردند و سلطنت ضحاک ماردوش را از بین بردند. اگر واقعیت داشته باشد و راست باشد، در تاریخ همین یک مورد است و دیگر نمونه‏اى ندارد. البته در تاریخى که اروپائى‏ها براى کشور ما از دوران پهلوى به این طرف نوشته‏اند، اسمى از فریدون و ضحاک و کاوه‏ى آهنگر وجود ندارد؛ آنها جور دیگرى تاریخ را نوشته‏اند که آن مقوله‏ى دیگرى است و حالا نمى‏خواهیم وارد آن بشویم.

انقلاب اسلامى که بزرگترین تحول و تغییر قدرت در طول تاریخ ما بود و اساس سلطنت و حکومت فردى را به حکومت مردمى تبدیل کرد، با نیروى مردم انجام گرفت؛ این‏جا دیگر رویاروئى دو قدرت و جنگ قدرت و این حرفها نبود. مردم آمدند و وارد عرصه شدند و روحانیت هم پیشگام و پیشتازشان واقع شد؛ مردم بودند که با قدرت عظیم و خدائىِ خود توانستند قدرت را از دست خودکامگان و پادشاهان و طاغوتها و مستبدان فردگرا خارج کنند و به دست مردم بدهند؛ حکومت شد مردمى. تا آن جائى که ما شناختیم و فهمیدیم، این تنها حادثه‏اى است که در طول تاریخِ کشور ما اتفاق افتاده است.

خب، این حادثه، شایسته‏ى آن هست که از ابعاد گوناگون مورد توجه و مورد عنایت قرار بگیرد. من امروز عرض مى‏کنم، ما با گذشت نزدیک به سى سال از حادثه‏ى انقلاب اسلامى، جا دارد که یک نگاه کلان و یک نگاه فراگیر به این حادثه بیندازیم. نگاههاى جزئى، نگاه به حوادث میانه‏ى راه و نگاه به افت و خیزها، خیلى گویا نیست؛ باید نگاه کلان و فراگیر به انقلاب اسلامى - که البته بسیارى از مردم خود ما، برجستگان خود ما و بیگانگان، این‏گونه کلان نگاه کرده‏اند - در سطح افکار عمومى زنده بشود و به آن توجه پیدا بشود.

در همه‏ى حوادث عالم چند عنصر را باید در کنار هم دید: یکى نگاه به عوامل اولى، یعنى عوامل بالادستى حادثه است: انگیزه‏ها، هدفها، زمینه‏هاى تاریخى، زمینه‏هاى جغرافیائى و جغرافیاى سیاسى؛ اینها چیزهائى است که در شناخت حادثه تأثیر دارد. در حادثه‏ى انقلاب ما، آن عنصر اول عبارت است از همان ایمان مردم، مبارزات آزادیخواهانه و جرقه‏هاى این مبارزات - که در مشروطیت و در تحریم تنباکو به وسیله‏ى میرزاى شیرازى و در نهضت ملى شدن صنعت نفت و در حوادث گوناگون دیگر، این زمینه‏هاى تاریخى وجود پیدا کرد - و بیدارى روحانیت مبارز و شخص امام بزرگوار که از این زمینه‏ها بهترین استفاده را کرد و این حرکت به راه افتاد. این، آن پیش‏زمینه است.

عنصر دوم نگاه کردن به میداندار و صاحب حادثه است. عنصر میاندار و میداندار در این حادثه مردم بودند؛ مردم! حادثه‏ى عظیمِ بى‏نظیرِ تاریخىِ انقلاب اسلامى را مردم رقم زدند. انکار نقش مردم و بى‏اعتنائى به حضور مردمى - که متأسفانه امروز در بعضى از نگاههاى شبه‏روشنفکرانه، انسان مشاهده مى‏کند - خطاست. وقتى مردم به یک سمتى گرایش پیدا مى‏کنند، کسانى که از این گرایش خود را منتفع نمى‏بینند، اسمش را مى‏گذارند حرکت پوپولیستى و حرکت عوامگرائى! این خطاست. انقلاب را همین اراده‏هاى مردمى و همین حضور مردمى - که متکى به ایمان آنها بود - توانست بوجود بیاورد و به پیروزى برساند. ملت ایران با ایمانش، با احساساتش، با غرور ملى‏اش، با افتخار به گذشته‏ى تاریخى و مواریث عظیم فرهنگى‏اش، توانست این حرکت عظیم را بوجود بیاورد.

هدف ملت ایران - که از هر کسى که سؤال مى‏کردیم، به زبانهاى گوناگون این هدف را مى‏گفت - این بود که بتواند در سایه‏ى اسلام، استقلال و آزادى به دست بیاورد. این شعار «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» که در دوران انقلاب رائج بود، حرف دل مردم بود و مردم این را مى‏خواستند. مردم مى‏دیدند که این کشورِ با این عظمت، حکامش و زمامدارانش استقلال رأى ندارند؛ تابع بیگانه و تابع قدرتهاى مستکبرند و طوق اطاعتِ آنها را به گردن انداخته‏اند؛ در مقابلِ آنها ضعیف و غیر مستقل، اما نسبت به مردم خودشان سختگیر، متفرعن و با آنها با فشار و سختگیرى و زور رفتار مى‏کردند؛ شلاق را بر گُرده‏ى این مردم مى‏کوبیدند و به آنها اجازه‏ى انتخاب نمى‏دادند. در طول سالهاى مشروطیت و تا قبل از انقلاب اسلامى، هرگز اتفاق نیفتاد که این مردم با شوق، با رغبت و با معرفت به پاى صندوق رأى بروند و کسى را انتخاب کنند. انتخاب معنى نداشت: حکومت، حکومت موروثى؛ مسئولان و زمامداران، سفارش‏شده‏ى قدرتهاى بیگانه؛ مجلسى که به نام مجلس شورا از مشروطیت بوجود آمده بود، مجلس دست نشانده و غیر منتخب مردم! مردم هم اسیر و دستخوش تصمیمهائى بودند که این مجموعه‏ى غیر مسئول و غیر متعهد براى آنها مى‏گرفتند. مردم خواستند استقلال بدست بیاورند، آزادى داشته باشند، عزت ملى‏شان را تأمین کنند، سعادت و رفاه دنیوى و سربلندى معنوى و اخروى را بدست بیاورند؛ این آرزوى مردم بود و وارد این میدان شدند. این هم عنصر دوم.

عنصر سوم در هر حادثه‏اى عوامل معارض و مزاحم با آن حادثه یا با آن حرکت است که هزینه‏هائى را تحمیل مى‏کند. در ماجراى انقلاب اسلامى هم همینجور است؛ از اول عنصر معارض وجود داشت. این معنایش این است که ملت ایران استقلال و آزادى را با سعى و تلاشِ خود بدست مى‏آورَد؛ اما هزینه‏ى آن را هم باید بپردازد و مى‏پردازد. هر انسانى که بخواهد براى آن چیزى که به دنبال آن هست هزینه‏اى نپردازد و زحمتى را بر دوش نگیرد، هرگز به آن هدف نخواهد رسید. با نشستن و عافیت‏طلبى و به دنبال تلاش و خطر نرفتن، هرگز انسان به آرزوهایش نمى‏رسد. ملتها هم همین جورند. آن ملتى به عزت و سربلندى دست پیدا مى‏کند که با شجاعت وارد میدان بشود، کار را تعقیب کند و هزینه‏هاى آن را هم با رشادت تمام بپردازد و ملت ایران این کار را کرد.

هزینه‏اى که ملت ایران پرداخت کرد هشت سال جنگ تحمیلى بود؛ این هزینه‏ى استقلال‏طلبى و آزادى‏طلبى و عزت‏طلبى ملت ایران بود؛ ملت ایران آن را پرداخت کرد و خم به ابرو نیاورد. هشت سال جنگ را تحمل کرد، چون این هزینه‏ى دست یافتن به استقلال ملت و قدرت ملى و افتخار ملى بود. قربانیان تروریسم کور دهه‏ى شصت در این کشور، هزینه‏ى دیگرى بود که ملت ایران پرداخت کرد. از اول انقلاب تا امروز تحریمهاى اقتصادى و محاصره‏ى اقتصادى که بر ملت ما تحمیل کرده‏اند، هزینه‏هایى بود که ملت ایران پرداخت کرد. همین حالا که من با شما صحبت مى‏کنم، دو سال است که قدرتهاى استکبارى مرتب تهدید مى‏کنند که ما ملت ایران را تحریم مى‏کنیم و محاصره مى‏کنیم! انگار تا حالا این کار را نکرده‏اند.

اردوگاه سرمایه‏دارى و استعمارى با همه‏ى توان سیاسى خود، با همه‏ى قدرت مالى و اقتصادى خود و با همه‏ى شبکه‏هاى تبلیغاتى خود، دارد فشار مى‏آورد تا شاید بتواند ملت ایران را وادار به عقب‏نشینى و تسلیم بکند؛ نه فقط از حق هسته‏اى - حق هسته‏اى یکى از حقوق ملت ایران است - بلکه مى‏خواهند ملت ایران را از حق عزتش، از حق استقلالش، از حق قدرت تصمیم‏گیریش و از حق پیشرفت علمیش، وادار به عقب‏نشینى کنند. ملت ایران امروز در جاده‏ى پیشرفت علمى و پیشرفت فنّاورى افتاده و مى‏خواهد دو قرن عقب‏افتادگى خود را در دوران طاغوتها، جبران کند. اینها دستپاچه شده‏اند و نمى‏خواهند ملت ایران - که در این نقطه‏ى حساس دنیا قرار گرفته است و به عنوان پرچمدار اسلام شناخته شده - به این توفیقات دست پیدا کند؛ لذا فشار مى‏آورند. اما ملت ایران ایستاده است.

تهدید مى‏کنند که شما را تحریم مى‏کنیم و محاصره‏ى اقتصادى مى‏کنیم! خب، در این سى سالى که ملت ایران را گاهى شدیدتر و گاهى ضعیف‏تر محاصره‏ى اقتصادى کردید، چه کسى ضرر کرد؟ ملت ایران ضرر کرد؟ ابدا! ما از تحریم به نفع پیشرفت خودمان استفاده کردیم. یک روزى بود که ما احتیاج به ابزارهاى نظامى داشتیم؛ ساده‏ترین ابزار نظامى را به ما نمى‏فروختند و مى‏گفتند: تحریم! ما توانستیم از این تحریم استفاده کنیم؛ امروز ملت ایران توانائیهایى به دست آورده که همان تحریم‏کنندگان دیروز، امروز از این‏که ملت ایران دارد به قدرت اول نظامى منطقه تبدیل مى‏شود، دارند دست و پا مى‏زنند! خب، این بر اثر تحریم شما بود. این تحریم به ما ضرر نزد؛ ما از این تهدید توانستیم یک فرصت به وجود بیاوریم. امروز هم همین‏جور است. ما از تحریم غرب نمى‏ترسیم. ملت ایران به حول و قوه‏ى الهى در مقابل هر تحریمى و هر محاصره‏ى اقتصادى‏اى آنچنان تلاشى از خود نشان خواهد داد که پیشرفت او را مضاعف و چند برابر خواهد کرد.

این‏جور نگاه کلان به انقلاب - یعنى نگاه به انگیزه‏ها و زمینه‏ها و عوامل بالادستى انقلاب و تشکیل نظام، و نگاه به عاملِ محورى انقلاب یعنى مردم و ایمان دینى آنها، و نگاه به هزینه‏ها - موجب مى‏شود که ما در هر شأنى که هستیم و در هر جا که هستیم، به مسائل جزئى و کوچک خیلى اهمیت ندهیم؛ به عظمت انقلاب و حرکت عمومى انقلاب نگاه کنیم که بحمداللَّه در طول این سى سال، با قدرت و قوّت ادامه داشته است و ملت ایران هر روز بهتر از گذشته - با این‏که توطئه‏ها و تلاش دشمن هم بیشتر شده - به پیش حرکت کرده است.

دشمنان ملت ایران منتظرند که از هر مسئله‏ى کوچک یا بزرگى، براى شکستن عزم و همت ملت ایران استفاده کنند؛ حتّى از بلایاى طبیعى مثل زلزله و خشکسالى، یا از چیزهائى که در دنیا عمومیت دارد مثل گرانى. الان شما اگر به تحلیلهاى رادیوهاى بیگانه نگاه کنید، مى‏بینید یکى از محورهایى که دشمنان ما در تبلیغاتشان از آن استفاده مى‏کنند، مسائل اقتصادى است؛ بلکه بتوانند در عزم ملت ایران خللى وارد کنند. مردم ایران، مسئولین خودشان را شناخته‏اند. اینى که این‏جور وانمود بشود که اگر در وضع اقتصادى جامعه مسئله‏ى «گرانى» پیش مى‏آید، به خاطر این است که مسئولین دولتى و مسئولین بخشهاى مختلف توجه ندارند، این خطاست؛ آنها کاملاً توجه دارند و مى‏دانند چه دارد اتفاق مى‏افتد.

امروز دنیاى غرب بیش از دیگران درگیر مشکلات اقتصادى است. خودشان اعلام مى‏کنند بحران اقتصادى‏اى که امروز از امریکا شروع شده است و بتدریج دارد گریبان اروپا را هم مى‏گیرد و به بعضى از کشورهاى دیگر هم سرایت مى‏کند، در شصت سال گذشته - یعنى از بعد از جنگ بین‏الملل اول تا امروز - سابقه نداشته است. سازمان ملل در دنیا اعلام بحران غذائى کرده است. ملت ایران به فضل پروردگار و به لطف الهى مشکلاتش از بسیارى از همین کشورهاى مدعى کمتر است و با همت مسئولین و همت مردم، باید بتوانند همین مشکلاتى را هم که وجود دارد، برطرف کنند؛ این همت همه را مى‏طلبد.

مسئولین کشور اعم از دولت و قوه‏ى مجریه یا مجلس شوراى اسلامى و قوه‏ى مقننه یا قوه‏ى قضائیه، هرکدام یک مسئولیتى دارند. مردم هم به نوبه‏ى خود مسئولیت دارند. آنچه که من از لحاظ ظرفیت انسانى استان شما و شهر شما گفتم، معنا و نتیجه‏اش این است که این ظرفیتِ استعداد انسانى این استان، باید براى آینده‏ى کشور و آینده‏ى انقلاب، مفید واقع بشود و احساس مسئولیت کند. ما هر کداممان در هر جائى که هستیم، باید براى سرنوشت کشور و براى آینده‏ى کشور، احساس مسئولیت و تعهد کنیم و بدانیم که مى‏توانیم نقش ایفا کنیم. یک دانشجو، یک استاد، یک معلم، یک دانش‏آموز، یک کشاورز، یک فعال صنعتى و یک سرمایه‏گذار در بخشهاى گوناگون کشاورزى یا صنعتى، همه باید احساس مسئولیت کنند. با احساس مسئولیت همگانى و همه‏جانبه و با هدایت دستگاههاى مسئول کشور - دستگاههاى دولتى و مجلس شوراى اسلامى و قوه‏ى قضائیه - ملت ایران خواهد توانست بر همه‏ى این موانع و مشکلاتى که دشمنان جهانى مى‏خواهند بر او تحمیل کنند، فائق بیاید و با قدرت و با حکمت خود، جامعه‏ى نمونه‏اى را که اسلام براى مسلمانها خواسته است، تشکیل بدهد.

بنده عرض کردم امسال براى ملت ما سال «نوآورى» باشد؛ این نوآورى مخصوص یک عرصه‏ى خاصى نیست؛ در آزمایشگاه و مرکز تحقیقات، در کلاس درس، در حوزه‏ى علمیه، در دانشگاه، در کارگاه صنعتى، در محیط ادارى، در منطقه‏ى کشاورزى و باغى و در همه‏جا، ابتکارات انسانهاى مبتکر و نوآور، مى‏تواند هر کارى را یک گام پیش ببرد و در مجموع، کشور را از یک گذرگاه مهمى عبور بدهد.

درباره‏ى مسائل اقتصادى، من هم اولِ امسال و هم اولِ سال گذشته - هم به مسئولین، هم به مردم - تذکر دادم و گفتم: امروز دشمن چشمش به نقطه‏ى حساس اقتصادى است تا بلکه بتوانند این کشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال کنند. هرچه مى‏توانند اختلال ایجاد کنند و هرچه هم نمى‏توانند، در تبلیغاتشان وانمود کنند که اختلال هست! این کارى است که امروز در تبلیغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شکلهاى مختلف انجام مى‏گیرد. راه مقابله هم انضباط مالى و صرفه‏جوئى و نگاه پرهیزگرانه‏ى به مصرف‏گرائى است. من این را مى‏خواهم به مردم عزیزمان تأکید کنم: مصرف‏گرائى به صورت اسراف یکى از بیماریهاى خطرناک هر ملتى است. ما یک خرده به این مصرف‏گرائىِ افراطى دچار هستیم. یکى از نمونه‏هایش را به مناسبت مشکل کم آبى - که چند استان کشور از جمله استان شما تا کنون مشکل کم‏آبى داشته‏اند که امیدواریم خداى متعال تفضل کند و باران رحمتش را بر شما نازل بکند - عرض بکنم؛ یکى از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبى که مصرف شُرب در خانه‏ها مى‏شود، نوع آبیارى کشاورزى ما هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر مى‏دهیم. وظیفه‏ى مسئولین و دست‏اندرکاران این بخش است که به این مسئله به‏طور ویژه توجه کنند! پس به مسئله‏ى اسراف - هم در مسئله‏ى آب و هم در مسائل دیگر - باید با اهمیت نگاه کنند.

امروز خوشبختانه ملت ایران با پرداختن هزینه‏هائى که سنگین هم بوده است - اما ملت ایران با شوق و رغبت و با رشادتِ تمام، این هزینه‏ها را پرداخته است - توانسته گذرگاههاى زیادى را طى کند و راه دشوارى را پشت سر بگذارد و بحمداللَّه خود را به این نقطه‏اى که امروز در آن هستیم، برساند. اما این هنوز اوائل راه است. ملت ما با عزم راسخ خود، با همت جوانان خود و با این استعدادى که متراکم در نیروهاى انسانى ماست، ان‏شاءاللَّه خواهد توانست با راهکارهاى عملى این راه را با کمال سرافرازى به پایان برساند و خواهد رساند. در این زمینه من در روزهایى که در این استان هستم، نکات و گوشه‏هاى مختلفش را در جلساتِ متناسب به مردم عرض خواهم کرد.

من از شما مردم عزیز، با ذوق، مهربان، باوفا، مهماندوست، خوش اخلاق و خوش‏لهجه، تشکر میکنم. بحمداللَّه بسیارى از خصوصیات شیواى ملت ایران در شما مردم عزیز شیراز و مردم استان فارس وجود دارد. خدا را شکر مى‏کنیم که خداى متعال بحمداللَّه به شما نشاط داده است؛ روزبه‏روز این نشاط افزون باد! از خداى متعال توفیقات شما را مسئلت مى‏کنم.

والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

برچسب‌ها: , , , , ,

دسته: اخبار

نظر دهید

لازم است

ضروری، نمایش داده نمی‌شود